تبلیغات
دانلود چیز های مفید - داستان دوست 5 دقیقه ای من

صفحه نخست

ایمیل ما

آرشیو مطالب

طراح قالب

تبلیغات

برای سفارش تبلیغ کلید کن



آمار بازدید

نویسندگان :
» nariman gomari

آمار بازدید :
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :

داستان دوست 5 دقیقه ای من
نوشته شده در سه شنبه 22 تیر 1389 و ساعت 12:29 ق.ظ

مرتبط با :

این پست مربوط میشه به یک داستان قشنگ برای خواندن به ادامه مطلب بروید

نظر یادتون نره

از مترو بیرون اومدم طبق معمول همیشه ماشین های زرد رنگی به نام تاکسی یه طرف در مترو ایستاده بود.طرف دیگه در خروجی مترو صدای چه چه موتور سواران بود که با هم سرود موتور رو با همنوازی لوله اگزوز پیر ماشین یک جوان تمرین می نمودن آسمان هم مثل سایر نقاط کشور دودآلود بود.

از خیابان اول با شگرد عجیبی رد شدم (سر تو عین گاو بنداز برو) از خیابان دوم هم به همون سبک عبور کردم به خیابون سوم که رسیدم مردم در حال عبور و مرور بودند که صدای عجیبی از میون جمع حواسم پرت کرد نا خودآگاه به پشت سرم نگاه کردم، که یه دفعه یه پسری رو دیدم که روی ویلچر نشسته و با پاش داره ویلچرشو جلو میبره! وسط خیابون بود ماشین بوق می زد آدم بزرگا اصلا بهش توجه نمیکردن کسی پشتشو نگرفته بود اول فکر کردم ویلچرش جای دست نداره اما دقت کردم دیدم داره اما آدم بزرگا دست بردن اونو ندارن.

سریع خودمو بهش رسوندم دستامو به کمر ویلچرش گره زدم ، بهشگفتم چطوری دوست عزیز سرشو بالا اورد نگاهی به من کرد گفت:خوخو خوخوبم دوست عزیز !!!

بهش گفتم کجا میری با این عجله؟ممم مترو !

میرسونمت داداش .خخخخخخ خودت اووووووووونجا مممیمیریی؟نه من تازه از اونجا اومدم اما اونجا کار دارم

باهم همراه یک سفر ۵ دقیقه ای شدیم از روبروی مخابرات رد شدیم که اون پسر به من گفت : ساختمون محکمی ؟ من متوجه نشدم چی گفت دوباره حرفشو تکرار کرد باز من متوجه نشدم الکی گفتم آره.

آخه حواسم بهش نبود که ببینم چی میگه.دستم به ویلچر بود نگاهم به جلو گوشم به پشت سری که یه آدم بزرگ تو خیابون به بغل دستیش میگفت بنده خدا این حتما داداشش عمه منم...برا همینم حواسم اصلا به اون نبود فقط داشتم میرسوندمش مترو که یه دفعه باز صحبت کرد و گفت کیفت پاره میشه منم چون باز متوجه نشده بودم الکی گفتم آره!

رفیقم فهمید که من متوجه حرفاش نمیشم گفت گوشتو بیار جلو منم اوردم حرفشو باز تکرار کرد من این دفعهکه متوجه شده بودم بهش گفتم فدای سرتاماجوابدادهرگزسالامت موجودی رو نگیرحتیاگر جون نداشته باشه!!!

اهخدای من این چیمیگه بهشگفتم سنگینخستهمیشی اونمبا لبخندزیبایی که داشت به من گفت ما بب به چیزایسسس سنگین عادت داریم !!!

کیفمو دادم دستشکه یه دفعه باز با منشروع کردصحبت کردنگفت: ززززندگیچطوره ببببرات؟منم نمیدونستم چی بگم اگه میخواستم بگم سخت در مقابلزندگی اونزندگیمنبهشت و به منمیگفتناشکری نکن.من بچه همچون بلد نیستم مثلآدمصحبت کنمگفتم خوب سلام میرسونه خندید و باز چند دقیقه ای بینمون سکوت افتادهبود که یه دفعهنمیدونم چرااین سئوال روازش پرسیدم: خدا رو دوست داری؟

رفیقمحوصلهجوابدادن به سئوالمو داشت گفت:نه ام ما هر ووووقت ببب باهاشبدترصحبتمی می میکنم بیش بیش بیشتر میآدطرفم.

اینجمله اش منوخیلی تو فکر برد داشتم به خودم میگفتم این پسرعقب مونده ذهنی نیستعقب مونده جسمی اما من برعکس!!!

توحین فکرکردن بودمکهیهدفعه سئوالخودمو ازخودم پرسید: تو چی؟؟

کیمن؟ من خدا رودوست دارم! اما کاشکی بهش میگفتم خدا دوستیه واسۀ من که دیر دیر بهش سر میزنم.به مترو رسیدیم مترو شلوغ بودمترو اولرفت مترو دوم هم همینطور مترو سوم که شد رفتیم جلو در وقتی داشت مسابقه هل بازی تموم می شد یکی تو اون جمع آدم بزرگا گفت: مترو واسه پا داراست!!

دنبالش گشتم پیداش نکردم سوار متروش کردم باز به من می خندید .میخواستم برم که به من گفت:دست تو جیجیجی جیبم کن،گفتم:چرا؟

گفت:یییی یهیادگاری ببب برا تو،دست کردم یه بلیط کهنه مترو بود که تا خرده بودگفت: اینبببب برا توتتتتتاحالا استفادهنکردم.

من اولقبول نکردمبعد از اسراری که کرد ورشداشتم،این دوست ۵ دقیقه ایبه منیادگاریداددر مترو بستهشد من بیرون مترو و دوستم داخلو لبخندبر روی لبهاش.

اونجا بود که به خودم بازگفتم:زرتشتگفت: گفتار نیک، پندار نیک، رفتار نیکاسلام بیان کرد: مساوات ،برادری، یگانگیوما گفتیم: خود مهمیم، دیگری بمیرد!



» ...

نوشته شده توسط nariman gomari

نظر یادت نره ()


مطالب پیشین

» mahmoud-nefrin
» armin 2@fm&mehdi hosseini-kashki video
» Pedram Shanehsaz - Cold House
» 10 سوالی که خدا از تو نمی پرسد
» 15 درس زندگی که در هیچ مدرسه ای یافت نمیشود
» داستان دوست 5 دقیقه ای من
» بررسی اپل ای پد
» masou saeedi-saze mokhalef
» لیست کامل مطالب ارسالی




درباره وبلاگ

من نریمان مدیر این وبلک هستم . من عاشق موزیک هستم و سعی می کنم بهترین موزیک ها رو در ای وبلاگ براتون بزارم البته این وبلاک فقط موزیک نیست بلکه همه چی از عکس گرفته تا برنامه موبایل توش قرار میگیره
دوستان نظر یادتون نره

مدیر وبلاگ: nariman gomari




آرشیو مطالب

» تیر 1389

» آرشیو کامل


پیوند های روزانه

» دانلود برنامه
» سرزمین رایانه

.:: لیست کامل پیوندهای روزانه ::.
.::
ارسال لینک ::.



نظرسنجی

بهترین برنامه پلیر کدام است؟







اتاقچه کدهای زیبا ::: سفارش کد رایگان
سفارش کد رایگان



دریافت كد ساعت

كد تقویم

كد ماوس